آموزش زبان انگلیسی ELT
A. Hashemi Mehr 
قالب وبلاگ

 Hi dear friends.

Here are some other of your handcrafts  which worth millions of stars...

It would be great to know your ideas about them. 

       

 

[ ٢٦ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

Today you had an exam and did whatever you could to escape it, but finally you did it and I hope the results be greater than what you think.

Have fun لبخند

[ ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

Imagine that you are a teacher!

How would you treat students who are a little playful in class and do not pay attention to what you say? And how would you catch their attention?

This is an issue I suggest to be discussed. If you have any other issues on your mind, I would be very happy to  know them.

 


 

 

[ ٢۳ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٥:۱٧ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

.Here is a picture on which there are some faces you can find focusing on it

.After doing your best, read the instructions to find out how observant you are

!Enjoy it

[ ٢۳ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٤:٥٧ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

.Hello dear students

       Here are some useful exercises for 'am-is-are-have-has' which are optional to

.do, but do them and send me the answers and you'll get good grades

 

am-is-are-have-has

 have-has 

[ ٢۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

ورقه های امتحان پایان ترم اولتون رو نگرفتید، اما خوبه که اونارو به عنوان نمونه سوال داشته باشید:

 

دریافت سوالات

[ ۱٩ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

چهار شنبه سوری در راهه و از یکی-دو ماه قبل به پیشوازش شتافتیم. واقعا چه شیرینه هیجان  سیگارت و نارنجک و آتیش و...

پدرم تعریف میکنه که قدیما از پشت بوم کوزه پرت میکردن پایین و میشکسته و کمی هم حرکات نیمه موزون انجام میدادن و اینجوری خوش بودن...

امیدوارم امسال هم مثل هر سال خوش بگذره بهتون و مواظب خودتون هم باشید، چون بهار منتظرتون نشسته و دوست داره با خبر سلامتی پیشش برید!

امسال همه از رو آتیش میپریم و یکصدا میگیم:

سرخی  شرممان از تو و  حرارت و گرمی عشقت از ما!

جشن نیکوکاری هم که حتما یادتون هست و میدونید دوست هایی دارید تو گوشه گوشه ی شهر که حتی یه جفت کفش ندارن تا مدرسه برن.

نظر خودم اینه که ماهی گیری رو باید یاد داد، اما اول یکم ماهی بدیم تا فرد زنده بمونه و بعد ماهیگیری رو یادش بدیم.

خوش باشید!

 

[ ۱٧ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

برگه های  امتحانتون رو دادمو یکم از دیدن نمره هاتون جا خوردین.

براتون آرزو میکنم از بند ارقام رو کاغذ رها شید و هدفی رو که تو هیاهوی رقابت نا سالم و چشم و هم جشمی گم شده پیدا کنید و آینده ای از جنس دیکه رقم بزنید.

باور دارم که اگر به جای نمره رو یادگیری تمرکز کنید نتایج شگفت انگیزی به دست خواهید آورد...

اینم کار برگزیده ی دوم مربوط به that, this...

تهیه کننده های کار: مسعود مومنی- آرمان ایزدی-شروین ارقایی-حسام کاوه ای

روی عکس کلیک کنید

[ ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

از اول سال همین جوری پشت سر هم تعطیل بودیم و تعطیل شدیم و تعطیلیم کلا...

ازتون پرسیدم:

?How's school

ساده جواب دادید:

                                                            !!Very bad

و شوخی هم نداشتید...

از اون روز با خودم میگم: میشه ساده گذشت از کنار جوابتون؟!!

[ ۱٥ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

 

کفته بودم برای those,these,that,this کاردستی بسازید و این کار منتخب از نظر من شد. 

طرز کارشو خودتون حدس بزنید.

بقیه هم کارای خوبی ارائه داددید و عکس های اونها رو هم بعدا رو وبلاگ میذارم...

 

 

 روی عکس کلیک کنید

 

[ ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

 

   دو سه ماه پیش سر یکی از کلاسای آموزشگاه، جلسه ی اول رو با بچه ها در باره ی علاقه ها و دیدگاهمون در مورد چیزای گوناگون صحبت کردیم واحساس کردم یکیشون آینه ی 18_19 سالگیمه. کلاس خوبی بود و با خاطرات خوب و بد گذروندیمش. راحت تر گرفتم باهاشون و از حرفای دلمم گفتم براشون و نزدیک شدیم به هم. بهش گفتم:

دوست دارم همین یه ترم رو فقط با هم داشته باشیم ...

 نمیتونم توضیح بدم چرا! فقط یه حس بود، و مثل اینکه همونی شد که دوست داشتم!

شاید دیگه نبینمشون، اما دلم تنگ میشه براشون...

 

[ ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

 

وبلاگی رو که میبینید تجربه ی تازه و دشواریه که بعد از مدت ها فکر کردن بهش بالاخره راه اندازیش کردم.

سر کلاس نمیشه در مورد خیلی چیزها صحبت کرد، حالا یا زمان کافی نیست یا جاش سر کلاس نیست،پس اینو به عنوان راهی انتخاب کردم تا هم من بتونم یه سری حرفای دلم رو بزنم و هم شما بتونید از نظرات  و خواسته ها و انتقادهاتون بگید. چون میتونید به طور کاملا ناشناس پیام بذارید، راحت تر میتونید انتقادهاتون رو بگید. به هر حال این فرصت خوبیه، برای شما پدر یا مادری که شاید فرصت کافی نداشته باشید زیاد به مدرسه سر بزنید، تا بتونیم به کمک هم تو مدتی که فرزند شما با من درس داره بهترین نتیجه ی ممکن رو بگیریم.

تلاشم بر اینه که حال و هوای نوشته ها صمیمی و راحت باشه تا هم شما پدر و مادر عزیز و هم شما شاگرد خوب و جویای آینده ای پر از موفقیت بتونید حرفاتون رو راحت تر بزنید. روی این نکته تاکید دارم که از دونستن انتقادهاتون، هر قدر هم تند باشن، استقبال میکنم و همین طور از گوشزد نقاط قوت کلاس.

با دونستن انتقادهاتون، سعی خواهم کرد نقاط ضعف رو برطرف کنم، و با فهمیدن نقاط قوت، تلاش میکنم اونها رو پررنگ تر کنم.

به امید موفقیت شما

 

[ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٧:٠٠ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]

 

... و این طوری شد که شروع شد.

چه لحظه های پر شور و التهابیه بودن با بچه ها. نگات میکنن و هر چی میگی رو تخته سفید ذهنشون ثبت میشه و توش محو میشه و ردش روش باقی میمونه. بعضیاشون هم چندان تمایلی ندارن بشنونت و از روی وظیفه(!) مجبورشون میکنی گوش و چشمشون رو بدن بهت تا با هر چی میخوای پرشون کنی. براشون میخونی:

We don’t need no education

...We don’t need no thought control

ولی به هر راه و هر روشی  اجوکیتشون میکنی و ثاتشون رو کنترل!!!

باری به هر جهت، کار دشواری رو شروع کردم و پیش میرم تا...

  

 

اولای سال برای اینکه حساب کار دست بچه ها بیاد یه پس گردنی به یه داوطلب زدم و یکم محکم خورد. ناراحت شدم از دست خودم، ولی کم کم یه گوشه ای موند و از یادم داشت میرفت که چند روز پیش یادم اومد و پشت گردنش رو بوس کردم تا شاید بعدها از دلش در بیاد. آخه خودم یه بار به نا حق چند تا تو گوشی آبدار از یه معلمی خوردم و هنوز جاشون درد میکنه! شاید اگه اون معلم هم...  

چند ماهی از سال گذشته و حرف همو بهتر میفهمیم و آرامش دارم سر کلاس. کم و بیش رابطه ی خوبی هست بینمون، اما هنوزم با بعضیا گاهی و با بعضیا تقریباً همیشه کلاهمون تو هم میره! باشد که کلاه هامون رو جایی بذاریم که قاطی نشن و تو هم نرن!

 

اینم یه ضرب المثنی  که شاید ربط چندانی به موضوع بحث نداشته باشه:

 

!A burnt child dreads fire

سر کلاس معنیش رو بگید و مثبت بگیرید.  

 

[ ۱۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٦:٥٧ ‎ب.ظ ] [ امیر هاشمی مهر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مدرس و مترجم زبان انگلیسی خواهان پاسخ گویی به پرسش های شما و دریافت دیدگاه هایتان برای پیش برد هر چه بهتر اهداف آموزشی و فرهنگی
صفحات اختصاصی
RSS Feed